طلا در تفسير أحسن الحديث

طلا در تفسير أحسن الحديث
يك خبر: در ذيل روايتى كه صدر آن از حضرت رضا صلوات اللَّه عليه در گذشته نقل شد آمده است: گاو مورد ذكر را در ...

تفسير أحسن الحديث    ج‏1    166    اين سوره چرا بقره ناميده شد؟ .....  ص : 165

يك خبر: در ذيل روايتى كه صدر آن از حضرت رضا صلوات اللَّه عليه در گذشته نقل شد آمده است: گاو مورد ذكر را در نزد جوانى يافتند كه گفت: بايد به قدرى طلا بدهيد كه پوست آنها پر كند موسى عليه السّلام گفت به همان قيمت خريدند، يكى از اصحاب موسى گفت: اين گاو قصه‏اى دارد، اين جوان به پدرش نيكوكار بود، روزى معامله‏اى انجام داد، آمد پول بدهد، ديد كليدهاى صندوق زير سر پدرش است و او در خواب است، پدرش را بيدار نكرد و از معامله صرف نظر نمود، پدرش پس از بيدار شدن اين گاو را به او بخشيد، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در اين باره فرمود: به بينيد خوبى انسان را به كجا مى‏رساند در مجمع البيان نيز آن را از تفسير عياشى نقل كرده و در تفسير برهان و بحار و همچنين در كتب برادران اهل سنت نيز آمده است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏1    192    شرحها .....  ص : 189

اشاره است به جريان گوساله پرستى، مراد از «من بعده» بعد از رفتن موسى به كوه طور است يعنى: در غيبت موسى چنين كرديد، ولى اين عمل بعد از مرگ موسى نيز در بنى اسرائيل ديده شده است، در تورات كتاب اول پادشاهان باب دوازدهم نقل شده: يربعام پادشاه، دو گوساله از طلا ساخت يكى را در «بيت ئيل» ديگرى را در «دان» نصب كرد و مردم را به عبادت آنها دعوت نمود، هاكس در قاموس خود ذيل لفظ «گوساله» اين مطلب را آورده است يعنى: عبادت گوساله دليل عدم ايمان به تورات است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏1    351    كلمه‏ها .....  ص : 351

فتنه: امتحان، عذاب، ضلالت، شرك. فتن در اصل گذاشتن طلا به آتش است براى امتحان. فتنه وسيله امتحان است، به امتحان و لازم آن مثل عذاب، گمراهى و شرك را نيز فتنه گويند.

تفسير أحسن الحديث    ج‏2    30    [سوره آل‏عمران(3): آيات 14 تا 18] .....  ص : 30

14- براى مردم، دوست داشتن مشتهيات از زنان و فرزندان و ذخائر طلا و نقره و اسبان داغدار و چهار پايان و زراعت، آرايش يافته (ولى) اينها سرمايه زندگى دنياست، و باز گشتگاه خوب نزد خداست.

تفسير أحسن الحديث    ج‏2    31    كلمه‏ها .....  ص : 31

قناطير: جمع قنطار بمعنى مال كثير است، آن در اصل بمعنى محكم كردن است «قنطرت الشي‏ء: احكمته» ولى راغب آن را جمع قنطره به معنى «پل» مى‏داند. مال كثير را قنطار گفته‏اند كه انسان را مثل «پل» بسوى راحتى عبور مى‏دهد مقدار آن را هزار و دويست اوقيه، هزار و دويست مثقال، هزار دينار، هزار و دويست دينار و بعضى مقدارى از طلا كه پوست گاوى را پر كند گفته‏اند.

تفسير أحسن الحديث    ج‏2    33    شرحها .....  ص : 32

14- زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ اين هفت چيز از مصاديق مشتهيات هستند، تزيين و مورد پسند بودن آنها از جانب خداست، و بشر اگر آنها را دوست نمى‏داشت، جهان غير از اين مى‏بود، جلو افتادن «النساء» دليل آنست كه زنان، در مورد پسند بودن مقام اول را دارا هستند. در مجمع البيان فرموده از امام باقر و امام صادق صلوات اللَّه عليهما نقل شده: قنطار مقدارى از طلا است كه پوست گاوى را پر كند الْمُقَنْطَرَةِ بمعنى قنطار شده و جمع شده است معناى ذخيره شدن را مى‏دهد. قيد «مسومه» براى اسبان از آن جهت است كه علامتدار بودن اسب.

تفسير أحسن الحديث    ج‏2    136    نكته‏ها .....  ص : 135

اگر در مثلهاى قرآن مجيد دقت كنيم مى‏بينيم همه آنها واقعى و قابل پياده شدن در خارج هستند، مگر چند مثل كه فرضى بود و قابل پياده شدن نيستند يكى از آنها اين مثل است زيرا نه اين اندازه طلا خواهد بود و نه آنها قدرت پرداخت خواهند داشت. مثلا در مثنوى حكايت دارد كه تاجرى به هندوستان ميرفت، به خانواده‏اش گفت: براى شما چه سوغاتى بياورم، هر يك چيزى گفتند، طوطيى كه در قفس بود گفت: سلام مرا بطوطيان هند برسان، تاجر پس از برگشتن گفت: سلام تو را رساندم، آنها پس از شنيدن سلام، خود را به زمين زده و مردند، آن طوطى نيز خود را بزمين زد و مرد، تاجر لاشه او را با حسرت بدور انداخت، طوطى پرواز كرد و رفت، تاجر دانست كه اين امر حيله‏اى بوده براى خلاص شدن طوطى، اين مثل جايش فقط در عالم خيال است و گرنه در خارج قابل پياده شدن نيست ولى همه مثلهاى قرآن جز چند مثل وقوع خارجى دارند ولى چون مراد از مثل فهماندن مطلب است و مانعى ندارد كه قرآن مثل فرضى بزند.

تفسير أحسن الحديث    ج‏2    140    كعبه .....  ص : 140

كعبه كه اولين معبد و قبله مسلمانان است در وسط مسجد- الحرام واقع شده، تقريبا بشكل مربع مى‏باشد، ارتفاع آن پانزده متر، طول ديوار شمالى كه ناودان طلا در آن است 10 متر و 10 سانت و طول ضلعى كه درب كعبه در آن واقع است 12 متر و درب آن 2 متر از زمين فاصله دارد، در زاويه چپ درب آن حجر الاسود در ديوار قرار گرفته، به ارتفاع يك متر

تفسير أحسن الحديث    ج‏2    172    دخالت بيگانگان در جامعه مسلمين: .....  ص : 172

يكى از مسيحى‏ها گفته بود: اگر ما در تمام كليساهاى خود مجسمه معاويه را از طلا بسازيم باز از عهده قدر دانى او و اخلافش برنيامده‏ايم زيرا اگر معاويه با على و خاندان او به مبارزه برنخاسته بود هر آينه اسلام سراسر اروپا را فرا گرفته بود.

تفسير أحسن الحديث    ج‏2    196    شرحها .....  ص : 194

141- وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ و تا مؤمنان را خالص گرداند و كفار را بتدريج ناقص و زايل كند، گويند مراد از تمحيص مؤمنين خالص كردن آنها از گناهان است، ولى ظاهرا مراد خالص كردن ايمان آنها از آلودگيهاى شرك و كفر است چنان كه فرموده: وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ آل عمران/ 154، آرى مداوله و نشيب و فرازها همچون بوته طلا ايمان مؤمن را خالص و پاك مى‏كند و توجه او را به خدا و دين مى‏افزايد.

تفسير أحسن الحديث    ج‏2    242    كلمه‏ها .....  ص : 242

يبخلون: بخل: ضد سخاوت. و امساك در جايى است كه نبايد امساك شود سيطوقون: طوق آن است كه در گردن گذاشته شود خلقتا مثل طوق كبوتر، يا صنعتا مثل طوق طلا، «يطوقون» يعنى طوق زده مى‏شوند، طوق و طاقت به معنى قدرت نيز آيد.

تفسير أحسن الحديث    ج‏2    302    ماريه هديه مصر .....  ص : 301

 «حاطب» با هدايا و هزار مثقال طلا، و يك غلام اخته، و با ماريه و خواهرش «سيرين» به مدينه آمد، چون كاروان به مدينه رسيد حضرت «ماريه» را براى خود برداشت و «سيرين» را به «حسان بن ثابت» بخشيد.

تفسير أحسن الحديث    ج‏3    198    كلمه‏ها .....  ص : 197

فتنتهم: فتنه: امتحان: فتن در اصل گذاشتن طلا در آتش است تا خوبى و بدى آن معلوم شود، آن در آيه به معنى معذرت و جواب است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏3    250    كلمه‏ها .....  ص : 249

اصنام: صنم: بت جمع آن اصنام است كلبى در كتاب الاصنام گويد: اگر بت. از چوب يا طلا يا نقره و به صورت انسان باشد صنم ناميده مى‏شود و اگر از سنگ باشد آن را «وثن» گويند.

تفسير أحسن الحديث    ج‏3    496    كلمه‏ها .....  ص : 496

اصنام: بت اگر به صورت انسان از چوب يا طلا يا نقره باشد آن را صنم گويند، جمعش اصنام است و اگر از سنگ باشد، وثن و اوثان نام دارد از كتاب «الاصنام» كلبى/ 53.

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    7    شرحها .....  ص : 6

مراد از «من بعده» بعد از رفتن موسى به ميقات است، در اينجا چند مطلب هست اول اينكه گوساله از فلزهاى گران قيمت مثل طلا و نقره بوده است، دوم اينكه صنعت سامرى صداى گوساله داشته است، سوم اينكه: بنى اسرائيل در پرستش آن مسئول و محكوم بودند زيرا كه مى‏ديدند: با آنها سخن نمى‏گويد و به راهى هدايتشان نمى‏كند، عقل سليم چطور مى‏تواند معبود بودن چنين چيزى را بپذيرد، آنها مى‏دانستند كه خدا با پيامبران مخصوصا با موسى سخن مى‏گويد و مردم را هدايت مى‏كند، در اينجا فقط بدو وصف ضرورى معبود اشاره شده است و گرنه گوساله از لحاظ جسم بودن، محدود بودن و ... نمى‏توانست معبود باشد، چهارم: اتَّخَذُوهُ ... دليل اتخاذ عجل است يعنى با اين وضوح كه گوساله نمى‏شود معبود باشد آن را پرستيدند بعلت آنكه ظالم بودند و اين ادامه ظلم آنها بود زيرا كه: إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ لقمان/ 13، اين نظير ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ بقره/ 51.

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    90    نكته‏ها .....  ص : 89

اين ثروتهاى ملى ارقام بسيار بزرگى را تشكيل مى‏دهند مثلا در مملكت ايران حدود 19 ميليون هكتار جنگل وجود دارد و تقريبا 5/ 11 درصد مسافت كل ايران پوشيده از جنگل است حد اقل 300 ميليون متر مكعب چوب قابل استفاده دارند، حدود 781 معدن در ايران كشف شده است از قبيل آهن، مس، سرب، طلا، فيروزه، گوگرد، زغال سنگ، اورانيوم در آذربايجان و خراسان، نفت و مانند آن. مثلا تا سال 1339 چهار صد و چهل و پنج حلقه چاه نفت زده شده و به نفت رسيده‏اند و در آن سال تنها از صد و نه تاى آنها بهره بردارى شده است، از اين ثروتهاى عمومى طبق نظر حكومت اسلامى استفاده مى‏شود.

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    130    كلمه‏ها .....  ص : 129

سنت: سنة: طريقه و رويه، آن نظير طريقه و سيره است. فتنة: امتحان. اصل فتن گذاشتن طلا در آتش است تا خوبى و بدى آن آشكار شود، مراد از آن در آيه شرك يا ظاهرا ناآرامى و اختناق است كه اهل مكه به وجود آورده بودند.

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    216    [سوره التوبة(9): آيات 29 تا 35] .....  ص : 215

34- اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بسيارى از احبار و راهبان اموال مردم را به ناحق مى‏خورند و از دين خدا باز مى‏دارند، و كسانى كه طلا و نقره را گنج كرده و در راه خدا خرج نمى‏كنند به عذابى دردناك بشارتشان ده.

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    219    كلمه‏ها .....  ص : 216

يكنزون: كنز (بر وزن عقل) اندوختن مال. اندوخته و انباشته، مصدر و اسم هر دو آيد «كنز المال كنزا: جمعه و ادخره و دفنه في الارض» يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ طلا را مى‏اندوزند و ذخيره مى‏كنند در مجمع البيان آمده: «الكنز هو الشي‏ء الذى جمع بعضه على بعض».

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    226    شرحها .....  ص : 219

اندازد در اصطلاح قرآن انفاق فى سبيل اللَّه گفته نمى‏شود به نظرم عنوان كردن زر و سيم به علت آن بوده كه نقد غالب آن روز بوده‏اند و گرنه مطلق انباشتن پول و ثروت چنين است و لو طلا هم نباشد.

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    226    شرحها .....  ص : 219

در مجمع البيان سَبِيلِ اللَّهِ را زكاة گفته و مى‏گويد: اكثر مفسرين بر آنند كه مراد از اين آيه كسانى هستند كه زكاة طلا و نقره را نمى‏دهند و در آخر حمل بر عموم را ترجيح مى‏دهد، ابن كثير در تفسير خود كنز را مالى معنى كرده كه زكاة آن را نمى‏دهند، ولى اين هر دو بر خلاف آيه است، زكاة، انفاق مقدارى از طلا و نقره است اما وَ لا يُنْفِقُونَها ظهورش در انفاق همه كنز است و اين آيه در زمينه اموال اضافى كاملا قابل دقت است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    227    شرحها .....  ص : 219

همچنين از آن حضرت منقول است: خدا گنج كردن طلا و نقره را حرام نموده و به انفاق آن در راه خدا دستور داده است:

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    229    جزيه: .....  ص : 228

چه مى‏گويى در حق كسى كه زكاة واجبى‏اش را داده است آيا چيزى بر او واجب مى‏شود؟ كعب گفت: نه، و لو از طلا و نقره آجرها بسازد بر او چيزى واجب نمى‏شود، در اين هنگام ابو ذر عصاى خود را بلند كرد و بر سر كعب كوفت و گفت اى پسر زن يهودى و كافر ترا چه رسد در احكام مسلمانان اظهار نظر كنى سخن خدا از سخن تو راستتر است كه مى‏فرمايد: وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ دقت در روايات نشان مى‏دهد كه در زمان خليفه زر اندوزى عادت بسيارى از مردمان شده بود، عده‏اى از صحابه به آن مبتلا شده بودند فرياد ابو ذرها خفه شد و ليبرالها حكومت اسلامى را به سقوط كشاندند، دنيا پرستى آفت پيشرفت و سبب سقوط است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    247    كلمه‏ها .....  ص : 247

تفتنى: فتنة. امتحان، وسيله امتحان، شدت عذاب، شرك. فتن در اصل گذاشتن طلا در آتش است براى امتحان «لا تفتنى» به فتنه نيانداز مرا.

تفسير أحسن الحديث    ج‏4    277    شرحها .....  ص : 274

به خدايى كه جانم در دست اوست اگر بخواهم كوه‏ها طلا و نقره شده با من بگردد خواهد شد. ثعلبه رفت و بعد از چندى آمد و گفت يا رسول اللَّه دعا كن خدا به من ثروت بدهد به خدايى كه تو را به حق فرستاده اگر خدا به من ثروت دهد به هر صاحب حق، حقش را خواهم داد، حضرت گفت:

تفسير أحسن الحديث    ج‏5    307    كلمه‏ها .....  ص : 306

اصنام: كلبى در كتاب الاصنام ص 53 نقل كرده: بت اگر به صورت انسان از چوب يا طلا يا نقره باشد آن را صنم گويند و اگر از سنگ باشد وصن نام دارد جمع آن اصنام است، اصنام مجموعا پنج بار در قرآن مجيد آمده است. بواد: وادى: دره. سيلگاه راغب گويد: وادى در اصل محل جريان آب است، دره را از آن جهت وادى گويند، در آيه مراد دره است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏5    500    كلمه‏ها .....  ص : 499

فتنوا: فتن: امتحان آن در اصل گذاشتن طلا در آتش است براى امتحان مراد از «فتنوا» در آيه معذب شدن و گرفتار شدن است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏6    148    شرحها .....  ص : 146

93- أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقى‏ فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا پنجم آنكه گفتند: يا بايد خانه‏اى داشته باشى زرنگار، اين هم بى‏جاست و از شئونات رسالت نمى‏باشد و داشتن خانه مزين با طلا، دليل رسالت نمى‏شود.

تفسير أحسن الحديث    ج‏6    206    [سوره الكهف(18): آيات 27 تا 31] .....  ص : 205

31- براى آنهاست بهشتهاى ابدى كه از زير آنها نهرها روان است، در آن با دستبندهايى از طلا زينت شوند و لباسهايى سبز، از ديباى نازك و ضخيم مى‏پوشند، در آن بهشتها در اريكه‏هاى مزين نشسته‏اند، ثوابشان خوب ثوابى است و بهشتشان خوب استراحتگاهى است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏6    257    شرحها .....  ص : 243

بدان كه آن طلا و نقره نبود، بلكه چهار كلمه بود:

تفسير أحسن الحديث    ج‏6    257    شرحها .....  ص : 243

در روايت ديگرى از حضرت رضا صلوات اللَّه عليه آمده است كه آن لوحى بود از طلا و در آن نوشته شده بود:

تفسير أحسن الحديث    ج‏6    392    كلمه‏ها .....  ص : 392

فتناك: فتنه: امتحان و آزمايش. اصل «فتن» گذاشتن طلا در آتش است ناخالص و ناخالص بودن آن معلوم شود «فتون» مصدر است و مى‏شود جمع فتنه باشد چنان كه در كشاف گفته است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏6    438    شرحها .....  ص : 431

براى تصحيح اين وجه بايد: گفت: اولا مراد از «اثر» طلا و زيور الات است و نسبت آن به موسى از آن جهت است كه موسى گفته بود آنها را از مصر بياورند يا اصلا مال موسى بود.

تفسير أحسن الحديث    ج‏7    24    [سوره الحج(22): آيات 17 تا 24] .....  ص : 23

23- خدا كسانى را كه ايمان آورده و عمل صالح كرده‏اند به بهشتها داخل مى‏كند كه نهرها از زير آنها روان است، با دستبندهايى از طلا و با مرواريد به خصوصى زينت مى‏شوند و لباسشان در آنجا حرير (نازك و نرم) است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏7    30    شرحها .....  ص : 26

ارزقنا) على هذا زيور طلا براى مردان فقط در دنيا حرام است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏7    37    كلمه‏ها .....  ص : 35

اوثان: وثن: بت. جمع آن اوثان است. كلبى در كتاب الاصنام/ 53 گفته است: بت اگر به صورت انسان از چوب يا طلا يا نقره باشد آن را صنم نامند و اگر از سنگ باشد «وثن» گويند. باقى سخن در قاموس (وثن).

تفسير أحسن الحديث    ج‏8    104    كلمه‏ها .....  ص : 103

يفتنون: فتن: امتحان. راغب گويد: آن در اصل گذاشتن طلا در آتش است تا خوبى و بدى آن معلوم شود. طبرسى نيز چنين فرموده است. فتنه چيزى است كه شخص با آن امتحان شود، به خود امتحان و بلازم آن كه شدت و عذاب است و نيز به ضلال و شرك كه سبب عذابند گفته مى‏شود. «يفتنون»: امتحان مى‏شوند. سيئات: سيّئ و سيئه چيزى است كه بدى و سوء آور باشد و يا به معنى بدو قبيح است كه «سوء» لازم و متعدى هر دو به كار مى‏رود، سيئات در آيه گناهانى هستند كه بدى و عذاب را همراه دارند.

تفسير أحسن الحديث    ج‏8    120    كلمه‏ها .....  ص : 119

اوثانا: وثن: بت. فيومى در مصباح گويد: خواه از سنگ باشد يا چوب كلبى در كتاب الاصنام/ 53 گويد: بت اگر به صورت انسان از چوب يا طلا يا نقره باشد آن را «صنم» نامند و اگر از سنگ باشد وثن گويند.

تفسير أحسن الحديث    ج‏9    115    بقاء روح بعد از بدن .....  ص : 114

 ذره‏اى در ظلمات زمين از خدا غائب نيست، عدد اشياء و وزن آنها را مى‏داند و خاك روحانيين مانند طلا در خاك است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏9    115    بقاء روح بعد از بدن .....  ص : 114

چون وقت قيامت رسد. باران قيامت مى‏بارد، زمين بالا مى‏آيد ... خاك ابدان بشر مانند طلا مى‏شود وقتى كه از خاك شسته شود يا مانند كره كه از شير بر مى‏آيد، خاك هر قالب به طرف آن قالب جمع مى‏شود و با اذن قادر

تفسير أحسن الحديث    ج‏9    115    بقاء روح بعد از بدن .....  ص : 114

 (1، 2) اين دو قسمت از روايت همچنين تمثيل طلا و خاك نشانگر آنست كه: ذرات ابدان انسانها به هيچ چيز مخلوط نشده و جزء هيچ چيز نميشوند.

تفسير أحسن الحديث    ج‏10    22    [سوره الزخرف(43): آيات 26 تا 35] .....  ص : 21

35- و بر ايشان طلا قرار مى‏داديم. همه اينها جز زندگى دنيا نيست، زندگى آخرت نزد پروردگارت براى اهل تقوى بهتر است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏10    23    كلمه‏ها .....  ص : 22

زخرفا: زخرف: زينت. مثل حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها يونس/ 24 راغب آن را زينت روكش گفته كه نقش و نگار است، آن را كمال حسن نيز گفته‏اند، طبرسى فرموده: زخرف كمال حسن شى‏ء است لذا به طلا و نقوش و تصاوير زخرف گفته‏اند. منظور از آن در آيه طلا يا مطلق زينت است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏10    36    [سوره الزخرف(43): آيات 46 تا 56] .....  ص : 35

53- چرا بر او بازو بندهايى از طلا، انداخته نشده يا چرا ملائكه با او با هم نيامده‏اند؟!

تفسير أحسن الحديث    ج‏10    37    شرحها .....  ص : 37

در اينجا نيز فرعون و قومش موسى را ساحر گفته، آن گاه فرعون در بر حق بودن خويش ملك مصر و بازو بندهاى طلا را پيش مى‏كشد و بالاخره خود و قومش غرق مى‏شوند، در اينصورت آيات فوق، تسليت بر حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله تهديد بر مشركان و موعظه بر همگان است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏10    40    شرحها .....  ص : 37

53- فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ طبرسى رحمه اللَّه فرموده: چون كسى را پيشوا مى‏كردند دستبندهاى طلا به بازو و طوقهاى طلا به گردنش مى‏آويختند، لذا گفته است: اگر موسى پيشواست پس كو زيور و زينتش؟! يا اگر پيامبر است چرا ملائكه با او با هم نيامده‏اند، آمدن ملائكه در زبان بسيارى از منكران نبوت آمده است لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً فرقان/ 7 «مقترنين» به معنى نزديك شوندگان است گويند: «قرنته فاقترن».

تفسير أحسن الحديث    ج‏10    48    [سوره الزخرف(43): آيات 66 تا 78] .....  ص : 47

71- كاسه‏هايى از طلا و بطريها در اطراف آنها گردانده شود، در بهشت است آنچه نفسها مى‏خواهد و آنچه چشمها لذت مى‏برند، شما در آن جاودانيد.

تفسير أحسن الحديث    ج‏10    152    نكته‏ها: .....  ص : 149

باز نقل مى‏كند: در حديث است كه عمر بن الخطاب گويد: با اذن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در مشربه ام ابراهيم به محضر آن حضرت داخل شدم آن روز نوبت حفصه بود آن حضرت خوابيده و مقدارى از بدنش بر خاك بود، زير سرش بالشى قرار داشت از ليف خرما، سلام كردم و نشستم، گفتم يا رسول اللَّه تو پيامبر و برگزيده و اختيار شده خدايى، كسرى و قيصر بر تختهاى طلا و بر فرش ديبا و حريرند؟ حضرت فرمود: آنها قومى هستند كه طيباتشان زود داده شده و زود قطع مى‏شود ولى طيبات ما به آخرت مانده است:

تفسير أحسن الحديث    ج‏10    271    شأن نزول .....  ص : 267

در مجمع فرموده: آن از «امتحان الذهب بالنار» اخذ شده كه طلا را با ذوب كردن خالص مى‏كنند، يعنى خدا قلوب آنها را به تقوى عادت داده يا براى تقوى خالص كرده است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏10    332    شرحها .....  ص : 329

جواب أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ است، فتن در اصل گذاشتن طلا در آتش است تا خوبى آن معلوم شود، آن گاه در مطلق احراق به كار رود، منظور از «فتنتكم» عذاب است «تستعجلون» استعجال از روى استهزاء است. مشركان از وقت قيامت سؤال كرده بودند و چون سؤال مسخره‏اى بود، لذا با وصف روز قيامت جواب داده شده است.

تفسير أحسن الحديث    ج‏11    195    كلمه‏ها .....  ص : 195

فتنة: امتحان و مايه امتحان، فتن در اصل گذاشتن طلا در آتش است تا خوب و بد بودنش آشكار شود، فتنة آنست كه چيزى با آن امتحان شود (مايه امتحان)، به امتحان كردن نيز فتنه گويند.

تفسير أحسن الحديث    ج‏11    416    شأن نزول .....  ص : 415

او مال زياد داشت و داراى باغها و ده پسر بود، ده غلام داشت كه به هر يك هزار دينار داده بود، براى او تجارت مى‏كردند و در زمان خويش مالك قنطار بود، گويند: قنطار پوست گاوى بود پر از طلا، خداوند در باره او نازل فرمود: ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً (تفسير برهان).

تفسير أحسن الحديث    ج‏11    434    نكته‏ها .....  ص : 432

در محضر امام انارى بود از طلا كه با جواهر پرقيمت نگين‏هايى بر او زده بودند بعضى از رؤساء بصره آن را به حضرت اهداء كرده بود، حضرت چيزى مى‏نوشت، هر وقت مى‏خواست بنويسد، بچه دست او را مى‏گرفت، امام آن انار را به دور مى‏انداخت، آن بچه براى آوردن آن مى‏رفت و امام مى‏نوشت ...

 

منبع خبر: aligold
  ۶ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۶:۴۰:۲۵ قبل از ظهر
شما اولین نفری باشید که نظر میدهد

 همین حالا نظر خود را ثبت کنید:

نتایج یافت شده: 0 مورد